الفيض الكاشاني
366
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پاسخ اين است كه بدانى پارهاى از مردم تنها مقام اوّل را اثبات كرده و بقيّه را انكار كردهاند و برخى اوّلى را انكار و دوّمى را اثبات و بعضى تنها سوّمى را اثبات كردهاند ، و آنچه درست است و از طريق بصيرت بر ما روشن شده آن است كه هر سه مقام قابل امكان است و آن كه برخى از آنها را منكر شده به سبب تنگ حوصلگى و نادانى وى به وسعت قدرت خداوند و عجايب تدبير اوست ؛ از اين رو افعالى را از خداوند كه با آنها انس نگرفته و معهود او نيست انكار مىكند و اين ناشى از جهل و قصور اوست ، بلكه اين طرق سه گانه در عذاب قبر همگى در خور امكان و تصديق آنها واجب است . بسا بندهاى كه به يكى از انواع اين عذابها معذّب شود ، و بسا بندهاى كه مورد هر سه نوع عذاب قرار گيرد و ما از كم و زياد عذاب قبر به خدا پناه مىبريم ، و حقّ همين است كه گفته شد آن را به طريق تقليد تصديق كن چه مشكل است كسى در روى زمين بتواند آن را از روى تحقيق بشناسد . و آنچه من به تو سفارش مىكنم آن است كه در چگونگى آن زياد فكر نكنى و براى شناخت آن خود را مشغول نسازى بلكه خود را به چاره جويى در دفع عذاب با هر كيفيّتى كه باشد مشغول كن ، اگر در به جا آوردن عمل و عبادت اهمال ورزى و خود را به بحث و بررسى اينها سر گرم كنى مانند كسى هستى كه حاكم او را دستگير و زندانى كند و بخواهد دست و بينى او را ببرد و او در طول شب در اين بينديشد كه حاكم دست و بينى او را با كارد خواهد بريد يا با شمشير و يا با تيغ ، و در طريق چاره جويى براى دفع اصل عذاب از خودش بكلّى نينديشد و اين نشانهء نهايت نادانى است ، چه به طور قطع معلوم است كه آدمى پس از مردن از يكى از دو حال بيرون نيست : يا گرفتار عذابى بزرگ و يا متنعّم به نعمتهايى جاودانى است كه بايد خود را براى آن آماده كند . از اين رو بحث دربارهء چگونگى عقاب و ثواب ، زايد محض و تضييع زمان است . بيان سؤال منكر و نكير و صورت آنها و فشار قبر ( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « هنگامى كه بنده مىميرد دو فرشتهء سياه كبود چشم كه يكى را منكر و ديگرى را نكير مىگويند به سراغ او مىآيند و به او مىگويند : دربارهء پيامبر چه مىگويى ؟ اگر بنده مؤمن باشد مىگويد : او بندهء خدا و فرستادهء اوست ، و مىگويد : أشهد أن لا إله إلّا اللّه ، و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه . دو فرشته مىگويند : ما مىدانستيم كه تو اينها را مىگويى ، سپس قبرش را هفتاد ذراع در هفتاد ذراع فراخ مىكنند و آن را نورانى مىگردانند . پس از آن به او مىگويند : بخواب ، او مىگويد : بگذاريد من به سوى كسانم باز گردم و آنها را